جفته به فتح اول بر وزن هفته خميده و كج باشد و چوببندى تاك انگور و سقف خانه را گويند و طاق ايوان را هم گفتهاند و به ضم اول سرين و كفل مردم و اسب و شتر و غيره باشد و لگدى را نيز گويند كه اسب و شتر و امثال آن اندازند و گره ريسمان را هم مىگويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص272) 
- [بفتح جيم و تا] كج شده و خميده باشد. مثالش شاعر گويد: بيت دلم از آتش غم تفته كردى قدم از ياد محنت جفته كردى و در مؤيد الفضلا بمعنى طاق بنا نيز آمده. مثال اين معنى سيف اسفرنگى گويد: بيت تا زند هر صبحدم شاه كواكب جفتۀ زرين برين قصر زبرجد و بمعنى چوبهاى قوى كه بزمين فرو برند و بر آن چوبهاى باريك نصب كنند تا بر آن شاخهاى تاك را بيفكنند نيز آمده. مثال اين معنى نزارى قهستانى گويد: بيت هيهات اگر رقيب را بينم آويخته همچو خوشه از جفته و باين معنى [بجيم فارسى ] نيز بنظر رسيده * . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص365) 
[صفت] [فارسی] خميده و كج. و چوب بندى تاك انگور و چفته. و سقف خانه و طاق ايوان و گنبد. و نهال درخت تاك. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم] [فارسی] سرين و كفل مردم و اسب و شتر و استر و جز آن. و فاصلۀ ما بين دو سرين. و لگدى كه اسب و شتر و جز آن اندازند. و گره ريسمان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1104) 
(صفت ، اسم) دوتاگشته. خميده و كج. ¦¦ (اسم) چوببندى تاك. داربستى كه شاخههاى درخت مو را بدان تكيه دهند. ¦¦سقف خانه و طاق ايوان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص879) 
هم نوعى ازو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص132) 